هفت شعر از رسول یونان!

خواب

طعم عسل داشت

در بعد از ظهر هایی که

آسمان

کمی بالاتر از درخت کاج بود

با این همه

ما به ایستگاه ها رفتیم

تا دور شدن را

از قطارها یاد بگیریم

سرانجام

از من و تو

تنها خرگوشی سفید

میان کومه های یونجه به خواب رفت .

*-*-*-*-*

آدم ها می گذرند

آدم ها از چشم هایم می گذرند

و سایه ی یکایکشان

بر اعماق قلبم می افتد

مگر می شود

از این همه آدم

یکی تو نباشی

لابد من نمی شناسمت

وگرنه بعضی از این چشم ها

این گونه که می درخشند

می توانند چشم های تو باشند

*-*-*-*-*

 

داشتم از این شهر می رفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد

البته

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و

تو صدایم کنی

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی

*-*-*-*-*

جوانی

برای من یک شب بلند بود

در جمع قماربازان

سرگرم بازی شدم

تو از من جلو زدی

دنیا از من جلو زد

حالا من مانده ام

مثل آخرین سرباز گروهان

خسته و کوفته می آیم

می خواهم به جایی برسم اما نمی رسم

*-*-*-*-*

 

نه به خاطر شعر

نه به خاطر جور دیگر زیستن

خانه ی من یرای دو نفر کوچک بود

به همین خاطر تنها ماندم

 

*-*-*-*-*

احساس خوبی دارم

همه چیز درست می شود

تو خواهی آمد

و دهان تاریک باد را خواهی دوخت

آمدن تو

یعنی پایان رنج ها و تیره روزی ها

آمدن تو

یعنی آغاز روزی نو

بلافاصله پس از غروب

از وقتی که نوشته ای می آیی

هواپیماها

در قلب من فرود می آیند

****

نخستین سفرم
با اسبی آغاز شد
- که در جیبم جای می گرفت -
از اتاق تا بالکن.
سفر کوتاهی بود
اما من دریاها را پشت سر گذاشتم
شهر های پر ستاره را
از ابتدای جهان
تا انتهای جهان رفتم
و این سفر
تنها سفر بی خطر من بود.

 

/ 44 نظر / 74 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

زمستان می شود ناگهان برف می بارد ناگهان باورم نمی شود این پنجره انگار تابلوی نقاشی است خدا کند قدم زدن زیر برف را دوست بداری با من کاش نرم ببارد این تکه ابرهای سفید مبادا دستانمان یخ ببندد در زمستان دوری[قلب][قلب][ماچ][ماچ] یلدات مبارک باشه مامان کوچولو[قلب]

رضا

سلام بازم امدم

مصطفی حسنوند

باسلام وعرض وقت بخیر وبلاگ قشنگ ومطالب زیبایی دارید ،اگراشتباه نکنم شعرهاتون رودرسایت شعرنو هم دیدم،امیدوارم که همیشه موفق وپیروزباشید

کاشفی

باسلام و آرزوی توفیق وصال با "بزرگترین مظهر دلسوزی" به روزشد حضور سبزتان را باوصل دروصال آزوست!

تاج مهر

سلام بر هم استانی شاعرم من قبلن از شعرهای شما خوانده‌ام. همین هفته که داشتم چند شعر از زنده یاد کرم‌الهی توی نشریه اقتصاد لرستان کار می‌کردم به وبلاگ‌تون سر زدم. پیروز و مانا و همیشه شاعر باشید

سمیه

[بغل][بغل][ماچ][ماچ][قلب][قلب][ماچ][بغل]

عصمتی

سلام نتایج ارا انتخاباتی استان لرستان

عصمتی

سلام بسیار زیبا سر بزن نظر بده

اکبری

وقتی دنبالت میگردم ایجا میابمت من

عصمتی

سلام شیشه می شکند و زندگی می گذرد. نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت نوروز ۹1 مبارک